My Disorders Around Life


آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 26 آذر ماه سال 1387
Men in Red, Ladies in Black

- اگه گفتی این شورته رو دیگه کجا دیدیم؟
 - کجا؟
 - سکانس اول Lost in Translation ؛ شورت اسکارلت یوهانسون !


چهارشنبه 13 آذر ماه سال 1387
D Plus Plus

- Maloom hast emrooz che margete ?

- Are ! Haalam azat be ham mikhore . Goh


شنبه 9 آذر ماه سال 1387
Oral S.E.X

دقیقن چند دقیقه بعد،
اولین فرزندمان به گذشته خواهد پیوست
می‌دانم ؛
گذشته‌ام بزرگ می‌شود
و روزی مقابلم خواهد ایستاد !
من اما به این فکر می‌کنم که کبریت از کجا بیاورم !


یکشنبه 30 دی ماه سال 1386
Odds & Ends

Driving in a heavy fog can be exciting.

Specially when you find yourself

playing chicken with bikers who still think

they're better off with their lights off –

going the opposite direction on a one-way street !! 


چهارشنبه 12 دی ماه سال 1386
By Violance

وقتی" مادام " همسر  " پی یرکوری " به وی می‏گفت: کوری...

پی یر مجال نمی‏داد که بقیه‏ی حرفش را بزند،

عصبی در حرفش می‏دوید و می‏گفت: خودت کوری !!

 

 

توضیح واضحات :

مادام کوری برای شما کاشف رادیواکتیویته است ؛

برای شوهرش زنش بوده !!


یکشنبه 9 دی ماه سال 1386
Facism IN The Bathroom

آخرین‏بار که نادر را دیدم، دندان‏درد شدیدی داشت.

بعد یکی دو بار خانمش در خانه‏ی ما آمد و قرص دندان‏درد گرفت.

تا مدتی ندیدمش و اهالی محل می‏گفتند که کمونیست شده

یک سبیل پت و پهن هم گذاشته بود. از آن‏ها که ماکسیم گورکی داشت

بالأخره عیدی که خانه‏شان رفتم و دو ساعتی اختلاط کردیم،

تازه متوجه شدم دو تا دندان جلویی را کشیده و چون پول نداشته دندان بگذارد،

سبیلش را بلند کرده و کمونیست شده !!


شنبه 25 فروردین ماه سال 1386
Idiot`s Yellowpage + PDF

بچه هایی که پیش قورباغه ها پادوئی می کنند ؛

زود بزرگ می شوند ..

چقدرش فرقی نمی کند

حالا یکی ابوعطا و دیگری ابوعلی سینا !!


سه شنبه 14 فروردین ماه سال 1386
Good Imitation Of The Blues

به درک  ...

می خواستم هرگز شق القمر نکنم !!

مگر موریانه ها هم

برای ایمان بردن به نور وصوت و هوا

به معجزه ای محتاجند ؟!

من واقعن شرمنده ام

که خیلی زود به خاصیت آینه ها پی بردم

و آنقدر با نفس جیوه هایشان را پاک کردم ؛

تا به شیشه ها رسیدم !!

شیشه هایی که شکستنی اند ...

مثل آدم هایی که همه ترک می خورند و به زمین می ریزند

وقتی که ثابت نگاهشان می کنی :

 

جیرینگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ !!


شنبه 12 اسفند ماه سال 1385
Rolling Back The Tape / Side A

دلتنگی هایم ،

مثل بوق ممتد برای ماشینی است که از چراغ قرمز می گذرد

و تو

همان راننده ای هستی که در جواب به اعتراض ؛

انگشت میانه ی دستش را نشان می دهد و میگوید :

Fuck You…!!

 


شنبه 23 دی ماه سال 1385
Satanic Saint beside Beach

بیست و چهار بار خواب دیده ام که به " اهرام " میرسم .

به جایی شبیه شمال .. با شال دور گردنم !!

انگار دیروز بود که همین وقتها ، کادوی تولدم را دادی ...

چقدر زود گذشت .. یک سال ..

دیگر به تو نگفتم که هنوز هم مثل سیب های شیرین می مانی !!

و تو هم نمهمیدی که :

" آدم " اگر آدم بود ؛ تا همین الان هم ، کیفور سیب " حوا " می شد

مست می شد

مات میشد

" لات " می شد برای " عزی "  ... !!

بازی در آوردی که چه ؟!

سر حرفت میماندی .. یک گاز که این حرفها را نداشت ... !!


چهارشنبه 20 دی ماه سال 1385
Can you CAN a Can

من که مرد ام  .. با نرینه گی چهار بچه

یکی تو راهه که هی میاد و میره

این یکی هم هی لگد میزنه !!

خودت چطوری ؟


یکشنبه 17 دی ماه سال 1385

بلند شو گندمزار ...

بنشین از ترس وسط عروسکهای به دار کشیده

تا بچه ها حس تکان نکان  دست و پای مترسک ها را در رعشه ای بزرگ نقاشی کنند !!

و تو فقط داستان ببافی که کودک بچه است و نمیفهمد ؛

و تو تنها میفهمی که :

آنچه که به گل  ترانه می بخشد ؛

حس نوک برجسته ی نیش زنبوری است که از او شهد می گیرند ..

حس تیز آهن .. پلاستیک ..

حس برتر چندین هزار دور پارچه ...

تا شکل آدم ببافندت و تو رخوت بگیری  !!

یک روز دست کودکی گمشده ام را میگیرم

و از این گندمزار هم فرار میکنیم ..


پنجشنبه 14 دی ماه سال 1385
Blended Normal

پدربزرگان بی کس حواریون ،

عم قزی های ترشیده ی پشت تلفن هستند که صدای خود را نازک میکنند و میگویند :

" راهنمای دویست و شونزده ، بفرمائید !! "

از ما گذشته .. ما دیگر طرح قالی شده ایم خانم داربست !!

جنس ما ، منافقانه ی " شور" و " ماهور " است .. پشت پرده ی نمیدانم کی کی !!

این را گفتم که به یاد داشته باشی که :

بیائی یا نیائی ؛

شبهاست که تکرار سیمها ، قبل از تو در من زنگ میزند ..


دوشنبه 11 دی ماه سال 1385
!! No Dices Nada

اجازه بده  ..  اجازه بده !!    

اصلن چه کسی سنگ قبر خواست؟

می­خواهم روی دست زمین باد کنم ..  به شما ربطی دارد؟

من پشتم به زمین گرم است و با آسمان، ریسمان می­بافم

کسی اعتراض دارد ، برود به خدا بگوید !!

تو هم سر چهارراه چمباتمه نزن

فاشیست­ها می­خورندت !!

میدانی .. اصولن سری که درد نمی­کند ،  سر نیست !!

«رقص میری» که یادت هست؟

از «کلکته» تا «جلجتا»


جمعه 8 دی ماه سال 1385
Push Your Tush Baby

صبر کن !!

یک چیز را یادم رفت بگویم ..

تفاوت ؛ میان هفت یا هفتاد سانتیمتر است !!

تفاوت ؛ فقط دامن کوتاه توست

وگر نه ،

توی مردمکهای  شیشه ایت  هیچ چیز بزرگ نمی شود –

اما دامنت کوتاه تر می شود !!

خب ..

حالا میتوانی برهنه شوی !!


چهارشنبه 6 دی ماه سال 1385
Reinas De La Fiesta

و خدا زن را آفرید.

زن گفت: من شبیه به هیچ کس نیستم مرا تعظیم کنید !!

و خدا خندید ...

هزار رسول

 با کتاب

لا کتاب

در تلاوت خورشید...

 زن گفت: من شبیه به هیچ کس نیستم مرا تعظیم کنید !!

و رسولان خندیدند...

تا سرانجام روزی ؛

خدایی سار بر شانه ، معجزه سوار ، کتاب در دست

او را تعظیم کرد !!

زنی را که شبیه به هیچ کس نبود...

سالها بعد ؛

زن می گریست: من شبیه به خودم نیستم مرا سجده کنید !!

 


دوشنبه 4 دی ماه سال 1385
Like Red On A Rose

برخی چیزها می‌توانند خنده‌دار باشند

مثلا : بوسیدن‌ تلفنم

وقتی که من صدای تو را از آن شنیده‌ام !!

ولی

خنده‌دارتر و غم‌انگیزتر ؛ نبوسیدن تلفنم است

وقتی نمی‌توانم تو را ببوسم ...

یکشنبه 3 دی ماه سال 1385
Axiom Of Choice

  !!Your Love is like My shadow,

stop trying to chase after it because it'll run away from me
Learn hard to walk away from it
....   than it'll come after you


یکشنبه 3 دی ماه سال 1385
A test For Starting

امتحان میکنیم ... ۱ .. ۲ ... ۳


<<               >>